
پردازنده یا CPU هنگام کار کردن گرمای زیادی تولید میکند و برای حفظ عملکرد صحیح خود به سیستم خنککننده نیاز دارد. یکی از بخشهای مهم در انتقال گرما بین پردازنده و خنککننده، خمیر حرارتی (Thermal Paste) است.
خمیر حرارتی مادهای رسانا است که بین سطح پردازنده و فن یا خنککننده قرار میگیرد. سطح پردازنده و هیتسینک حتی اگر کاملاً صاف به نظر برسند، دارای شکافهای بسیار کوچکی هستند. خمیر حرارتی این فاصلهها را پر میکند تا انتقال گرما بهتر انجام شود.
خمیر حرارتی باعث میشود گرمای تولید شده توسط CPU سریعتر به خنککننده منتقل شود و دمای پردازنده کاهش پیدا کند.
وقتی دمای پردازنده بیش از حد بالا برود، سیستم برای محافظت از خود سرعت پردازش را کاهش میدهد. استفاده صحیح از خمیر حرارتی به حفظ عملکرد بهتر کمک میکند.
دمای بالا در طولانیمدت میتواند به قطعات آسیب برساند. خنک نگه داشتن پردازنده باعث افزایش عمر مفید سیستم میشود.
زمان تعویض خمیر حرارتی به نوع استفاده، کیفیت خمیر و شرایط کاری سیستم بستگی دارد. در سیستمهایی که زیاد کار میکنند یا دمای بالایی دارند، بررسی و تعویض دورهای آن میتواند مفید باشد.
خمیر حرارتی قطعهای کوچک اما بسیار مهم در سیستم خنککننده کامپیوتر است. استفاده صحیح از آن میتواند دمای پردازنده را کنترل کرده، عملکرد سیستم را بهتر کند و از آسیبهای ناشی از گرمای زیاد جلوگیری کند.
خدمات تخصصی تعمیرات سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر
راه های ارتباط:
09125149569
حضور در اکثر پیام رسانها
مهندس فراهانی

کارت گرافیک یکی از مهمترین قطعات سختافزاری در کامپیوتر است که وظیفه پردازش تصاویر، ویدئوها و محتوای گرافیکی را بر عهده دارد. هرچه نیاز کاربران به بازیهای جدید، طراحی سهبعدی و نرمافزارهای گرافیکی بیشتر شود، اهمیت کارت گرافیک نیز افزایش پیدا میکند.
کارت گرافیک یا GPU (Graphics Processing Unit) قطعهای است که اطلاعات تصویری را پردازش کرده و آنها را به مانیتور ارسال میکند. برخی کامپیوترها دارای گرافیک داخلی هستند که داخل پردازنده قرار دارد، در حالی که سیستمهای قدرتمندتر از کارت گرافیک مجزا استفاده میکنند.
پردازش تصاویر:
نمایش تصاویر، ویدئوها و جلوههای بصری سیستمعامل به کمک کارت گرافیک انجام میشود.
اجرای بازیها:
بازیهای جدید برای نمایش جزئیات بالا، نورپردازی و جلوههای گرافیکی به قدرت پردازشی GPU نیاز دارند.
کارهای حرفهای:
نرمافزارهای طراحی، تدوین ویدئو، مدلسازی سهبعدی و برخی برنامههای هوش مصنوعی از توان کارت گرافیک استفاده میکنند.
گرافیک داخلی معمولاً مصرف انرژی کمتر و قیمت پایینتری دارد و برای کارهای روزمره مانند وبگردی، تماشای فیلم و کارهای اداری مناسب است.
کارت گرافیک مجزا دارای حافظه اختصاصی و قدرت پردازشی بیشتری است و برای بازی، طراحی حرفهای و پردازشهای سنگین انتخاب بهتری محسوب میشود.
کارت گرافیک نقش مهمی در کیفیت نمایش و سرعت پردازشهای تصویری کامپیوتر دارد. انتخاب یک کارت گرافیک مناسب باید بر اساس نوع استفاده کاربر انجام شود؛ زیرا برای کارهای ساده نیازی به مدلهای قدرتمند نیست، اما برای فعالیتهای حرفهای، یک GPU قوی میتواند تفاوت زیادی ایجاد کند.
پس از فاش شدن اطلاعاتی از پلی استیشن جدید و معرفی کنسول بعدی مایکروسافت در E3 2016 بود که بازار اخبار و گمانه زنی در مورد مقایسات و برتریهای احتمالی هر یک داغ شد. اما معیار پر تکرار ترافلاپس در این میان چیست و چه نقشی دارد؟
مدتها پیش از این وقتی که اولین مشخصات پلی استیشن 4 و ایکس باکس وان به بیرون درز کرد، در یک مقایسهی کلی تفاوت بارزی میان راندمان گرافیکی این دو کنسول محرز و برجسته شد. کنسول مایکروسافت –دست کم در ابتدا و قبل از بهینه سازیهای نهایی دارای ۱.۲۳ تِرافِلاپس (Teraflops) توان پردازشگر گرافیکی بود، در حالی که ماشین سونی با ۱.۸۴ ترافلاپس به میزان قابل توجهی جلوتر قرار داشت. دستِ کم روی کاغذ این تفاوت بسیار فاحش و با فاصله دیده میشد. با این اوصاف حتی قبل از این که اصلا کنسولی به فروش رسیده باشد، مایکروسافت به نظر به دردسر افتاده بود. آمار و ارقام ابتدایی برآورد میکردند که پلیاستیشن 4 به میزان ۵۰ درصد توان گرافیکی بیشتری نسبت به ایکسباکس وان دارد، یک معیار فوق العاده مهم برای گیمرها که مشتاق هستند تا ببینند نسل بعدی کنسولها قویترین سخت افزار ممکن را عرضه میکنند.
حالا به نظر میرسد که جایگاه برخورداری از مشخصات برتر با رونمایی از محصولات بعدی دچار دگرگونی شده است. پلی استیشن 4K Neo فعلا به صورت غیر رسمی ۴.۲ ترافلاپس توان دارد، در حالی که Project Scorpio، کنسول بعدی مایکروسافت آن را به حدود ۶ ترافلاپس ارتقا داده است، ارتقایی که نشانگرِ ۴۳ درصد برتری است. البته تمام این پیشرفتها فوق العاده و خوشحال کننده هستند، اما سوال این است که ترافلاپس چیست و تا چه حدی این تفاوت فاحش میان مشخصاتِ کنسولها نشان دهندهی تفاوت راندمان واقعی و سرانجام تفاوت تجربه در گیم پلی بازیهای هر یک از این کنسولها خواهد بود؟
در سطح پایه، یک ‘فلاپ’ یک عملیات اعشاری و واحد بنیادی توان محاسباتی است. وقتی که این معیار به فناوری گرافیکی AMD در قلب کنسولِ مایکروسافت و سونی اِعمال میشود، محاسبه بسیار ساده به نظر میرسد. میتوانید تعداد هستههای سایه زن یا پردازشگرهای گرافیکی را در فرکانسِ کاری یا کلاکِ GPU ضرب کنید. در سخت افزارِ AMD در هر CU (مخفف Compute Unit) تعداد ۶۴ واحد سایه زن تعبیه شده است و با این حساب کنسول مایکروسافت که ۱۲ واحد CU دارد باید تعداد کلِ ۷۶۸ هستهی سایه زن و کنسول سونی که ۱۸ واحد CU دارد باید ۱۱۵۲ سایه زن را داشته باشد. فرکانس کاری این دو کنسول نیز به ترتیب ۸۵۳ و ۸۰۰ مگاهرتز هستند.